نیکان طلام هشت ماهه میشه.. نیکان مامانی سه ماه بود که برات تو وبلاگت چیزی ننوشتم..روزهای زیادی گذشته...واکسن شش ماهگی رو زدی و سوپ میخوری و آغاز کردی صدای بابا میزنی...ماما میگی قربون صدات برم الهی...خیلی شیرین کاری در میاری...قل میخوری اینور و اون ور میری جونکم...شیرین طلام حسااابی میخندی برامون...جون دلم عزیزک مامانی تو خواب حسااابی ووول میخوری...نفس طلام خیلی شیرین ادایی...نیکان مامانی قلبم برات داره از جا در میاد..عاشقتم عشق کوچولوی من..تو جونمینفسمی شنگولکی...راستی مامانی دندونات در اوم
برچسب:
نویسنده: پرهام رحمانی